
(شهـــادت)
شهادت چیست؟ در راه خدا از جان و از این پیکر خاکی گذر کردن
کجـا؟ از خـاک تا افـلاک، با آرامش و عزت، به سوی حق سفر کردن
شهــادت نیست مُـردن؛ بلکه باشد زندگی جـاودانـه تا به روز حشر
خوشا آنان که فهمیدند دنیـا چیست و باید از آن، صرف نظر کردن
سید محمدرضا شمس (ساقی)
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
«أَشْرَفُ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهادَةِ»
(شهادت)
شهادت، برترین عنوان عشق است
خوشا آن دل که در پیمان عشق است
شهیدان، عشق را تفسیر کردند
جوان بودند و کار پیر کردند
شهیدان، وارثان انبیایند
به خون غلتیده در راه خدایند
امامان با شهادت خو گرفتند
مدال عشق را از هو گرفتند
شهنشاهِ شهیدان است مولا
سپهسالار ایمان است مولا
کسی که از جهانی، بینیاز است
شهید عشق، هنگام «نماز» است
نماد بندهی صالح، علی بود
دلش از حبّ یزدان مُمتلی بود
حسین بن علی، شاه شهیدان
پس از مولا بوَد سردار ایمان
که در کرب و بلا، در راه اسلام
به هنگام نبردی نابهنگام ـ
گذشت از جان خویش و خاندانش
چه زیبا رَست، از این امتحانش
که باشد سجدهگاه عشق خاکش
هزاران آفرین بر روح پاکش
اگر دین خدا ، امروزه برپاست
ز خون زادهی مولا و زهراست
شهادت، سیرت اهل جهاد است
که سالک را بسوی حق مراد است
خدا فرموده در قرآن به انسان:
که پاداش شهادت هست غفران
رشادت با شهامت، پا گرفته
شهادت هم از آن معنا گرفته
جوانانِ جلیل القدر ایران
علیه دشمنان با فدیهی جان ـ
به هنگام دفاع از دین اسلام
به خون خویشتن بستند اِحرام
خروشیدند با شوق شهادت
چو امواجی به بحر استقامت
همان دم که «اَلستُ...» را شنیدند
می «قالوا بلیٰ» را ، سرکشیدند
همه سرمست، از جام الستی
بهدور از قیل و قال خودپرستی
در این دنیای وانفسای بی حَد
که بی ایمان شود در امتحان رَد
خروشیدند چون امواج طوفان
سلحشورانه در دریای ایمان
که کشتی ستم را غرق کردند
نشان دادند که : اهل نبردند
نبرد حق و باطل تا قیامت
بوَد بر زیباترین راه عبادت
درین راهی که راه اتقیا هست
اگرچه در مسیر آن، بلا هست
بقا را در چنین رَه میتوان دید
بدون لحظهای تشکیک و تردید
که مَردان خدا در زندگانی
گذر کردند حتیٰ از جوانی
رَه حق، راه مردان خداییست
بقا باشد درین راه و فنا نیست
کسی که در مسیر حق بکوشد
نگاه از جیفهی دنیا بپوشد
کند خدمت به مردم، گاه و بیگاه
ندارد خستگی، از عشقِ الله
که بار غم ز دوش خلق گیرد
اگرچه در چنین راهی بمیرد
شود آخر شهید دین و میهن
نبازد دل ولیکن بر هریمن
چه مرگی هست بهتر از شهادت
که هر کس را نمیباشد سعادت؟
ز خون پاک این اسطوره مردان
که باشند افتخار خلق ایران ـ
تناور شد نهال باغ توحید
که باشد میوهی این باغ، امّید
خوشا آنان که پَرها باز کردند
بسوی عرش حق پرواز کردند
خدایا روحشان را شاد گردان
که بگذشتند از نقدینهی جان
بَدا بر ما که از جاماندگانیم
اسیر زندگی و، در زیانیم
هوای نفس، ما را کور کرده
گرفتار شبی دیجور کرده
نمیدانیم فرق دوغ و دوشاب
سراب محض را بینیم چون آب
الا مسؤولِ ره گمکرده! هشدار
مَشو درگیر رنگ میز و خودکار
بدان از خون پاک این شهیدان
نشستی پشت این میز ای مسلمان!
مبادا رنگ، بر دنیا ببازی...
نشان دِه از متاعش بی نیازی
متاع این جهان خوش آب و رنگ است
ولی در آب و رنگ آن درنگ است
پس از آنکه بشر گردید مسحور
بهپای خود شود از راه حق دور
بپو راهِ : «شهیدان الهی»
حذر کن از مسیر اشتباهی
مواظب باش دشمن در کمین است
به دنبال فروپاشی دین است
اگر در کار خود باشی مُصمّم
رفاه خلق را ، داری فراهم
شَوی با ملّت خود یار و همدرد
بکوبی بر دهان قوم نامَرد
چو هستی وارث خون شهیدان
مشو غافل دمی از خون ایشان
به حقّ (ساقی) کوثر خدایا
شهادت را ، نصیب ما بفرما
که در راه تو مردن، نیست مردن...
ولی مرگ است بر جان دلسپردن
سید محمدرضا شمس (ساقی)